مسافرت مشهدوشمال سال 90
تابستان سال 90قرار بودبا مامان اینا ومنصوره بریم مشهد وشمال .روز عید فطر به سمت مشهد راه افتادیم 4روز من در هتل معین جا گرفتم بودم ما صبحها با سرویس برای نمازبه حرم می رفتیم وکلا خیلی اوقات خوبی داشتیم .3روز هم منصوره اینا جا گرفته بودند .یک روز را هم اختصاص دادیم به سرزمین موجهای آبی که واقعا خیلی خوش گذشت وبعدها خاطراتمان را تعریف می کردیم ومی خندیدیم به قول منصوره شده بودیم مثل پینوکیو دائم به طرف وسایل بازی می دویدیم تا وقت کم نیاوریم .بعد از مشهد هم به سمت شمال رفتیم الان که دارم به گذشته برمی گردم واقعا از این گذر عمر تعجب می کنم انگار همین دیروز بود.......
آیدا در صحن جامع رضوی(موقع دعای کمیل)

ناهار خوران گرگان


النگدره


محوطه آکام شهر

امیرمحمد سخت مشغول شن بازی است واصلا به ما توجه نداره.

محوطه روبروی ویلا


در ورودی


قربونت برم که اینقدر با کنجکاوی به حلزون نگاه می کنی

توی این عکس آیدا خانوم خورده زمین وخیلی ناراحته

این هم اثر هنری دایی مهدی


اینجا هم امیرمحمد می خواد مثل داییش بنویسه

آیدا وامیرمحمد که تاساعتها مشغول شن بازی بودند

توی این عکس امیرمحمد به شدت داره گریه می کنه چون دیگه آب بازی وشن بازی تموم شده و می خواهیم برگردیم .الهی مامان فدت بشه که وقتی گریه می کنی دلم ریش می شه 

آیدا ودختر خاله نیلوفر

امیرمحمد اگه یه شیر آب باشه محاله پیداش نکنه

اینجا هم مشغول بلال خوردنه وخیلی اصرار داشت تا تهش رو بخوره

به قول بچه ها وقتی این کلاه رو می پوشی مثل پسر ملوان زبل می شی



مسافرت مشهدوشمال سال 90
